نسخه ی شما هم پیچیده شد تاریخ انقضای سیاسی ات تمام شده و دیگر تمدید شدنی نیست .گرچه خیلی وقت بود که بر این نوشداروی تاریخ مصرف تمام شده باز مهر تمدید میزدند.
عصردنا – امین صالحی : آقای موحد نماینده ی سابق در مجلس شورای شورای اسلامی سلام علیکم این روزها در شهر همه جا حرف شما است . دیروز تقابل اشکها و لبخند ها فضای شهر را رنگ دگر بخشیده بود .
برخی در سرد ترین ایام سال بهار را نظاره میکردند و سرخوش از اخبار موثق لبخند زنان بانگ هل من مبارز سر میدادند. گروهی هم سر در گریبان فرو برده و بر عاقبت این سونامی خبری آه حسرت میکشیدند .
عده ای شایعه ی دشمنان میدانستند و عده ای فریب سیاسی حامیان شما عده ای میگفتند که شما در تهران هستید و مشکلی نیست که با دستان پر قدرتتان حل نشود و این هم دامی است ساده که از سوی فلان رقیب برایتان چیده شده ولی شما را آن مرغی میدانستند که دانه از دام برچیند و به سلامت جان از دام برمیدارد و به منزلگاه عاشقان بازمی گردید خلاصه شهر بود و بازار شایعه که داغ داغ بود.
اما سید آگاهان به فراصت میدانند که راه گریزی نیست خودتان هم خوب میدانید که این منزلگه آخر بود و راه فراری از این دام نیست آری اینچنین است برادر .
نسخه ی شما هم پیچیده شد تاریخ انقضای سیاسی ات تمام شده و دیگر تمدید شدنی نیست .گرچه خیلی وقت بود که بر این نوشداروی تاریخ مصرف تمام شده باز مهر تمدید میزدند.
وقتی شما در حوزه ی بهبهان به مجلس رفتید و مشکلات پیش امده بر سر راه تایید استوار نامه ی نمایندگی تان را با لابی مهندس فلانی...... حل شد والا داروی به اسم موحد خیلی وقت است خاصیت خود را از دست داده و حتما میدانید وقتی دارو یی تاریخش منقضی شود مصرفش چه عوارضی دارد .
اری سمی مهلک خواهد بود آقای موحد سید عزیز شما در مصاحبه ی خود با عصر دنا به وضوح اعلام کردید که بزرگواری باعث و بانی رد صلاحیت شما بوده سید یعنی وزن و عیار بزرگواری در طول 4 سال این قدر سنگین شده که بتواند با قدر قدرتی همچون شما پنجه در پنجه افتد و کمر شما را این گونه بر خاک بمالد ؟
سید بزرگواری همان کسی بود که نتوانست مسولینی که خودش چینش کرده و گماشته بود را حفظ کند و همگی با حضور شما دوباره به سویتان با دل و جان برگشتند سید عزیز بزرگواری نهایت توانش این بود که بتواند جنگ استخدامی ها را با شما در حوزه ی خود مساوی به پایان برساند .
سید بزرگواری را زیاد بزرگ کرده اید جناب آقای موحد عملکردتان را در رد صلاحیت خود اصلا دخیل نمیدانید؟ سید شما که خدا رو شکر نمیخواهید عملکرد شورای محترم نگهبان را جناحی و باندی اعلام کنید شما که از اصلاح طلب نستید که داعیه دار دشمنی شورای نگه بان بافلسفه ی و جودی و اعتقادی خود شوید ؟
سید گرامی شما برای چه در دور قبل به حوزه ی بهبهان رفتید ؟ چرا در موطن خود نماندید؟ و چندین سوال دیگر از این نوع که با مطرح کردن و البته پاسخش راز رد صلاحیت تان معلوم میشود آقای موحد شاید این آخرین نامه ام به شما باشد دیگر برای کسی که عمر سیاسی اش تمام شده است نامه نوشتن و جواب نگرفتن کاری بیهوده است اری باید افول ستاره ی حیات سیاسی تان را برهمه اعلام کنیم .
یادتان میاید روزی برایتان نامه نوشتم و گفتم (اب عجل که هست گلو گیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ) دیدین چه زود به واقعیت تبدیل شد ؟ حال با تمام وجود تلخی اب عجل را احساس میکنید؟
صدای ضربان قلب حامیان سینه چاکت فضای شهر را پر کرده سایه ی بیم و امید بر فضای خانه هاشان سنگینی میکند و واقعا چگونه باور کنند افول ستاره را ؟ چگونه با نبودنت کنار بیایند ؟
سیدچقد در خفا و جلی به نیامدن توصیه ات کردند ؟ چقد برایتان نوشتیم که دیگر نیا بگذار شهرمان نفس بکشد بگذار طعم رونق را بچشیم اما گوشت از این حرف ها پر بود و همه را با دید منحرف و فتنه گر و مز دور خطاب کردین و سید وقتی که بساط امپراطوری ات فرو پاشد .
میبینبی که آن دغل دوستان مگسان گرد شیرینی بودند همچنان که در همین دوره هم تا حدودی برایت مشخص شد سید چقدر برایت نوشتیم که 16 سال بودی چه گلی به سرمان زدی که باز یاد شهرودیار کردی و قصد بر گشت کردی اما گوشت نه از نصیحت های ما بلکه از تعریف و تمجید ها پر بود و فرکانس پایین صدای انتقاد ما در مقابل امواج سنگین حامیانت انها که نه عاشق چشم و ابرو بلکه واصل به جیب و ابروی شما بودن راه به جایی نمیبرد و این شد که شد گرچه حب قدرت شما را مسخ کرده بود .
سید عزیز حب صندلی های سبز و سرخ مجلس تمام وجودتان را گرفته بود سید شاید عده ای بگویند که چرا این گونه سخن میگویم چرا اذهان را بیهوده مخدوش میکنم و انشالله این آزمونی است که موحد از آن به سلامت عبور خواهد کرد اما خودتان نیک میدانید که این آخر راه است .
این راه دیگر به ترکستان هم ختم نمیشود گرچه ترکستان راهی بود که 16 سال با ساربانی شما در رفت و آمدش بودیم اری برادر حیات سیاست تمام شد و الحمدالله از بهرت خواندند چه خوشتان بیاید چه نیاید چه باور کنید چه نکنید حقیقت برایتان سخت ست اما هر چه هست حقیقت است .
ومن الله توفیق


















