من به تب داران عرصه سیاست که کمرهمت به تخریب موحد بستند معترضم.
عصردنا – سادات موسوی: آنان که کمر همت به تخریب او بستند از کدام حرف و عملش هراس دارند؟ مگر او خود پرچمدار اصول گرایان نبود؟ زمانی که هیمنه حضورش در مجلس کمر برخی دولتمردان را به لرزه در می آورد اینان در کجا بودند؟ اینان دفاع از حقوق مظلومان کهگیلویه وبویراحمد را کار شخصی می دانند بگویند به قول خودشان برای کارهای عمومی چه قدمی برداشتند؟ از بیست کیلومتر مانده جاده سرفاریاب که هنوز تمام نشده دارن چه می سازن؟ از مصوب بودن دوشهرستانی برای کهگیلویه که یکی از آنها را از دست دادند چه می سازن؟ از بستن جاده ترانزیتی و بین المللی بهبهان اصفهان چه می سازن؟ از تابلو 1000 روزه پتروشیمی دهدشت چه می سازن؟ و....................
از سفرهای رئیس جموری چند مصوبه دارن؟ همه مصوبات را با سفراول مقایسه کنند به یک سوم سفر اول نمی رسد؟ از مصوبات مجلسش برای شهرستان چه به میراث دارند؟
به کدام کار نیمه تمام واگذار شده به آنها افتخار کنم که به اتمام رسانیده باشند؟
به کدام شاهکارشان افتخار کنم که خود را وارث نظام وانقلاب می دانند اما بذر نفاق دشمنی، دعوا و ضد معیارهای اسلامی را راه میندازن؟
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم!!!!
آری آنچه می گفت با عملش یکی است! اهل شعار و دغل هم نبود! توان پیگیریش در بین دولتمردان مثال زدنی بود. هیچگاه برای تبلیغات کارهای کرده (که آقایان ناکرده بودند) خبرنگار و روزنامه نگار و تلویزیون اجیر نکرده بود! هیچگاه با شان شهرستانمان و نمایندگی بازی نکرد.
آری او چنین می گفت و چنین می کرد. اما این همه هرگز به مزاج چشم دوختگان به عرصه مدیریتی، خوش نیامد. مطبوعات را بسیج کردند، شب نامه هایشان را همراهی کردند، تیغ هایشان را تیز کردند، تیغ هایشان را بر روی او کشیدند، ماشین های اداری را بسیج کردند برای توزیع شبنامه ها و آنچه از دستشان بر می آمد کردند و هی گفتند و گفتند!
من به تهمت های و نقدهای دور از انصاف معترضم، من به توهین ها و تخریب هایی که سالهاست گریبانگیر وی کردند معترضم. من به این تمامیت خواهان معترضم.
من به تب داران عرصه سیاست که کمرهمت به تخریب موحد بستند معترضم.
پایان پیام


















